حالا تور Death Magnetic شروع شده، کاش میشد اینجا هم میومدن، همه میرفتیم مثلا تو مصلای تهران!!!!!!!![]()
![]()
![]()
یا ورزشگاه آزادی![]()
وااای چی میشد!!
هی هتفیلد!دلمون برات تنگ شده،تولدت هم مبارک با تاخیر![]()
من خل نشدم! حالم خوبه گویااااااااااا![]()
آذرخش
5/8/2009
حقیقت این است که لارس تا آن زمان گروهی نداشت ولی آنروز ، هنگامی که جیمز به او پیوست این گروه دیگر شکل گرفته بود.آن دو اولین آهنگ را با یک دستگاه ارزانقیمت ضبط کردند در حالی که جیمز وظیفه خواندن و نواختن گیتار «ریتم» و «باس» گیتار را به عهده گرفت،لارس نواختن «درام»را به عهده گرفت و به تنظیمات موسیقی کمک کرد و نقش گرداننده را داشت.سرانجام ران مک گاورنی برای نواختن باس گیتار به گروه پیوست و دیو ماستین وظیفه نواختن گیتار را اتخاذ کرد ، گروه اسم خودمانی متالیکا به معنی «یورش متال جوان » را اتخاذ کرد و شروع به اجرای برنامه در منطقه لس آنجلس کرد و در گشایش کنسرت گروههایی چون ساکسون قطعاتی اجرا میکرد.آنها سرانجام دمویی تمام عیار به نام «نبود زندگی تا چرم»ضبط کردند . این دمو توسط داخل و خارج توسط لارس و دوستان خرید و فروش کننده نوارهای متالش پخش شد.« نبود زندگی تا چرم » توجهی نسبت به جمعیت زیر زمینی متال برانگیخت و گروه علاقه مندانی خصوصا در سانفرانسیسکو و نیویورک یافت . گروه دو برنامه در سانفرانسیسکو اجرا کرد تماشاچیان آنجا را از تماشاچیان «آنجایند که دیده شوند» لس آنجلس، دوستانه تر یافت.آنجا همچنین توجه گروه خوب و آینده دار تروما خصوصا نوازنده باس آنها یعنی کلیف برتون را جلب کردند . سرانجام متالیکا به شمال ایالت نقل مکان کرد و کلیف به گروه پیوست
در نیویورک یک نسخه از « نبود زندگی تا چرم» به صفحه فروشی جان زازولا که به درستی بهشت متال نام داشت راه یافت.زازولا به سرعت متالیکا را استخدام کرد که به شرق بیایند و چند برنامه اجرا کرده و آلبومی ضبط کنند.گروه به نیویورک رفت ، تنها برای اینکه به اطلاع گردانده/تولید کننده خود برسانند که :« نوازنده لید گیتارمان باید برود» رادی مارک ویتاکر گیتاریست گروهی را در سانفرانسیسکو پیشنهاد کرد و در اول آوریل ۱۹۸۳ کرک همت به متالیکا پیوست.آلبوم اول متالیکا «همه شان را بکش» در اواخر ۱۹۸۳ انتشار یافت
به دنبال انتشار «همه شان را بکش» گروه به اجرای کنسرت در شهرهای مختلف پرداخت.در سال ۱۹۸۴ آلبوم دوم با نام «بر آذرخش بران» ضبط و منتشر شد.این آلبوم در حالیکه لحن معترضانه «همه شان را بکش» را حفظ کرده بود ، هم از لحاظ موسیقی و هم از لحاظ مفاهیم شعری از آلبوم اول پخته تر بود.قابل توجه ترین آهنگ از میان ۸ ترانه «بر آذرخش بران » ترانه چهارم بود، یعنی «رنگ باختن به سوی سیاهی».این آهنگ که الهام گرفته از دزدی وسایل گروه در اوایل همان سال در بستون بود ،به شکل نسبتاً ژرفی به موضوع شکست و ناکامی میپردازد . ترانهٔ دیگر از «سفینه عشق اچ-پی» و فیلم «ده فرمان» الهام گرفته شدهاند.گروه قرار داد دیگری با موسسه بزاگ مدیریت«کیو-پرایم»و درست بعد آن با کمپانی معروف ضبط الکترا بست
در ۱۹۸۶ آلبوم سوم متالیکا « استاد خیمهشببازی»انتشار یافت و گروه به همراه «آزی آزبورن» به اجرای تور پرداخت.متالیکا به بلنداهای تازه میرسید.آلبوم جدید به رتبه ۲۹ دست یافت و از حضوری ۷۲ هفتهای در جدول پر فروشهای آمریکا لذت برد . هنگامی که بازوی جیمز در ورزش اسکیت بورد شکست ،گروه با افت کوچکی مواجه شد.جان مارشال تا بهبودی جیمز به گروه پیوست . با تور آزی کل گروه به اروپا رفت و تدارک سفری مخاطره انگیز را به خاور دور را دید . همه امیدوار بودند جیمز بتواند وظیفه خود را در نواختن گیتار به عهده گیرد ملی در اولین برنامه اروپایی مارشال به جای جیمز گیتار نواخت و جیمز در ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۶ برای انجام وظایف خود دوباره به گروه پیوست . این آخرین باری بود که گروه با کلیف برنامه اجرا کرد.صبح روز بعد اتوبوس حامل اعضای گروه به طور غیر قابل کنترلی سرخورد و واژگون شد! درین حادثه کلیف برتون کشته شد .شاید بهتر همان بود که متالیکا در همان جا کناره گیری میکرد.زیرا کلیف از اعضای اصلی گروه بود.او علاوه بر نوازندگی باس ، برای گروه مثل معلم و مربی بود . او فرزانگی موسیقیایی و نگرش «خودت باش» را در اختیار گرئه میگذاشت.اما همان شناخت صحیح از کلیف ، خود عاملی بود که گروه تصمیم به ادامه دادن بگیرد.پس متالیکا منهای یک نفر ادامه داد
جیسون نیوستد از میان ۴۵ درخواست کننده برای عضویت در متالیکا انتخاب شد.علت این انتخاب تواناییهای او و داشتن عادتهای مشابه با گروه بود.تصمیم بر این گرفته شد که مجدداً به حال و هوای تور بازگردند تا هم نوازنده باس وجدید را با امور آشنا کنند هم سرپوشی بر غم از دست دادن کلیف بگذارند.گروه به بهانه معرفی جیسون صفحهای از کلیه آهنگهای ضبط شده منتشر کرد.صفحه با نام «باز دیدی دوباره-دوباره از روزهای گاراژ»منتشر شد که به نظر دنبالهٔ «باز دیدی دوباره از روزهای گاراژ» است که به سال ۸۴ به صورت «طرف دوم» منتشر کرد.
وقتی جیسون جای ثابتی در گروه به دست آورد،برای ضبط آلبوم چهارم خود «… و عدالت برای همه» آماده شد.
«…و عدالت برای همه» که در اوت ۱۹۸۸ منتشر شد ، در رده بندی پرفروشهای آمریکا به رتبه ۶ دست یافت و نامزد جایزه «گرمی»برای بهترین گروه «متال/هارد راک» شد.گروه دوباره به اجرای تور به طور گستردهای در تمام جهان پرداخت.دو ترانهٔ آلبوم «عدالت» به طور مستقل در آمریکا منتشر شد و گروه برای ترانهٔ « تک مانده» جرات ساخت اولین ترانه ویدیویی را به خود داد و سرانجام برای اجرای مستقل«تک مانده» به جایزه گرمی دست یافت.
در سال ۱۹۹۱ گروه آلبومی با نام خود ، با عنوان «آلبوم سیاه»را منتشر کرد.این آلبوم که با تولید کنندگی باب راک منتشر شد نسبت به آلبومهای قبلی کاری تازه بود.آهنگهای کوتاهتر و نواها پر تر،عمیق تر و با یکنواختی کمتر بودند.
« آلبوم سیاه» فورا در تمامی جهان رتبه اول شد و هفتهها در صدر ماند.چندین ترانه از این آلبوم به طور مستقل یا ترانه ویدیویی منتشر شد.این آلبوم موفقترین آلبوم متالیکا تا به امروز است.گروه جایزههای متعددی از جمله یک « گرمی » برای خود آلبوم و چندین جایزه « ام-تیوی» و «جایزه موسیقی آمریکاً را به خود اختصاص داد.گروه تور گذاشت و تور گذاشت و تور گذاشت،به تنهایی در توری موسوم به »شامگاهی با متالیکا « با گروه» گانزن روزز" و یا در فستیوالهای متعدد به اجرای برنامه پرداخت.متالیکا آلبوم سیاه و همچنین ترانههای دیگر را به میان مردم برد.
ینج سال طول کشید که آلبوم بعدی متالیکا منتشر شد.آلبومی با نام «لود» که طولانی ترین آلبوم متالیکا تا آن زمان بود.این آلبوم شامل ۱۴ آهنگ بود و تمامی ظرفیت موجود بر روی« سی دی» را پر کرد . این آلبوم و نیز آلبوم بعدی «ری لود » که در سال ۹۷ منتشر شد باز با تولید کنندگی هر دو آلبوم با هم نوشته و تقریباً هم زمان ضبط شد و ادامه دهنده راهی بود که با «آلبوم سیاه» آغاز شد.از لحاظ موسیقی پر محتوا و کوبنده،ترانهها رها،قدرتمند و التقاطی بودند منصفانه نیست اگر بگوییم متالیکا تغییر زیادی کرد. چرا که گروه همان گروهی است که «همه شان را بکش» و «...عدالت برای همه» را ضبط کرده ولی دوقلوهای لود،متالیکایی را نشان میدهد که دوران « فقط نگرش،فقط سرعت» را پشت سر گذاشته و به نگرش «خودت باش» بازگشتهاست..
با به پایان رسیدن تورهای پی در پی «لود» و «ری-لود» و احتمالاً پایان این مرحله از متالیکا کاملاً طبیعی است که گروه تا حدی درون نگر شود.در حالی که آلبومهای لود ازلحاظ شعر بخش قابل توجهی از آنچه را که در درون ماست ، به شکلی عاطفی و ناخداگاهانه منتشر میکرد اما زمان آن میرسید که به درون آنچه که این گروه را ساخته بود نگریسته شود.
هیچ بازتابی بهتر از تأثیراتش ،متالیکا را متالیکا نمیسازد.مانند ۱۹۸۱ که آغاز به کار کردند ۱۹۸۴ با «بازدید دوباره از گاراژ» و «بازدیدی دوباره-دوباره از گاراژ » در ۱۹۸۷ ، گروه به گاراژ بازگشت، متالیکا همواره گروه گاراژی بوده و هست.خواه در زیر زمین کرک یا رستوران جیسون یا در دخمه لارس و خواه بر روی صحنه و مقابل ۵۰۰۰۰ تماشاچی،متالیکا همیشه همان ترانه یا ردیف را مینوازد که جایی در کنار جاده مینوازد ، که جایی در کنارجاده ، آنها را یاری کرده بود.
گروه تا به حال دو پروژه « گاراژی » به صورت طرف دوم منتشر کرده در حقیقت پروژههای «روزهای گاراژ » چنان قابل جمع آوری و کمیاب شدهاند که نسخه نه چندان خوب آنها با قینتهای سرسام آور به فروش میرسد.گروه ۱۱ ترانه جدید زا انتخاب کرده و سومین پروژه «درون گاراژ » خود را باز هم با همراهی باب راک ضبط کرد.آلبوم به درستی «گاراژ الحاقی» نام گرفت چرا که تمام ترانههای گاراژی قبلی را همراه با ۱۱ ترانهٔ جدید در خود داشت.
را به همراهی ارکستر « S & M » در سال ۱۹۹۹ متالیکا آلبوم زنده
سانفرانسیسکو و به رهبری مایکل کیمن منتشر کرد : آلبوم به سرعت در مکان دوم جدواها جای گرفت ترانه « ناپدید میشوم» که برای موسیقی فیلم «ماموریت غیر ممکن ۲ » نوشته شده بود یکی از ترانههای این آلبوم است.
در سال ۲۰۰۰ گروه سایت « نپستر » (یک سرویس فایل اشتراکی اینترنتی را که به اعضا اجازه میداد از کامپیترهای یکدیگر موسیقی داونلود کنند) ، به علت نقض قانون حق تالیف به دادگاه کشاند.اما چندی بعد شکایت خود را پس گرفت – شاید بیشتر به خاطر تأثیر بدی که بر جای گذاشته بود.
در ژانوژیه سال ۲۰۰۱ جیسون نیوستد اعلام کرد که از گروه کناره گیری کرده در آوریل همان سال ، هتفیلد ESPN است. درست بعد از شرکت در جوائز
آلریک و همت به استودیو رفتند تا کار بر آلبوم بعدی را آغاز کنند و هتفیلد مسیولیت گیتار باس را به عهده گرفته . اما در اول آگوست ، تمامی برنامههای ضبط و دیگر برنامههای گروه قطع شد و جیمز هتفیلد برای ترک اعتیاد خود به الکل ، به مرکز ترک اعتیاد مراجعه کرد .
اکنون جیمز هتفیلد بهبود یافته و گروه پس از ۳ سال آلبوم جدید خود را با به کار گیری عضو جدید خود «رابرت تراجیلو» به بازار عرضه کرده.اسم آلبوم St.Anger میباشد از از زیبایی قابل توجهی برخوردار است . این آلبوم از ۱۱ ترانه تشکیل شده و اکنون در صدر جدول پرفروشترین آلبومهای آمریکا قرار دارد
بیتردید متالیکا تأثیرگذارترین گروه هوی متال در دهه ۸۰ میلادی است و در سال ۱۹۹۱ با آلبومی به اسم خودشان یعنی «متالیکا» به اوج شهرت رسیدند.
زیباترین آهنگ از آلبوم سال ۱۹۹۶ متالیکا (LOAD) هست که به نوعی به زندگی شخصی جیمز مربوط میشه ... توضیح بیشتر در این رابطه رو به بقیه نویسندگان میسپرم...من فقط ترجمه آهنگ به همراه ویدئوی بسیار زیبای اونو براتون میذارم:
مادرم به خوبی به من آموختMama she has taught me well
آن هنگام که جوانی بیش نبودم به من گفت:Told me when I was young
پسرم زندگی مانند یک کتاب گشوده استSon your life's an open book
نا تمام رهایش نکنDon't close it fore its done
آتش تند، زودتر خاکستر می شود و فروکش می کندThe brightest flame burns quickest
این است آنچه از او شنیده امIs what I head her say
قلب یک پسر همیشه پیش مادر استA son's heart sewed to mother
ولی من باید راهم را بیابمBut I must find my way
قلبم را رها کن بگذارLet my heart go
پسرت بزرگ شودLet your son grow
مادر قلبم را رها کنMama, let my heart go
یا بگذار این قلب ساکت شود و آرام باقی بماندOr let this heart be still
یاغی نام خانوادگی تازه ی من استRebel my new last name
خون وحشی در رگهایمWild blood in my veins
و ریسمانی به دور گردنم استApron strings around my neck
نشانی که هنوز باقی مانده The mark that still remains
این است که خانه را در سن کم ترک کردمLeft home at an early age
از آنچه به اشتباه شنیدم Of what I heard was wrong
هرگز طلب بخشایش نکرده امI never ask forgiveness
ولی هرچه گفته شد را انجام دادمBut what is said is done
هرگز چیزی از تو نخواستمNever I ask of you
اما هیچ وقت هم چیزی ندادمBut never I gave
اما تو پوچی خود را به من بخشیدیBut you gave me your emptiness
و اینک من آنرا با خود به گور می برمI now take to my grave
هرگز چیزی از تو نخواستمNever I ask of you
اما هیچ وقت هم چیزی ندادمBut never I gave
اما تو پوچی خود را به من بخشیدیBut you gave me your emptiness
و اینک من آنرا با خود ره گور می برمI now take to my grave
پس بگذار این قلب آرام بماندSo let this heart be still
مادر، اکنون به خانه می آیمMama, now I'm coming home
ولی من آن کسی نیستم که برای او آرزو ها داشتیI'm not all you wished of me
عشق یک مادر به پسرشA mother's love for her son
گویاست پس کمک کن که باشمSpoken, help me be
آری عشق و هرچه به من گفتی Well, I took your love for granted
را بدیهی می دانستمAnd all the things you said to me
به آغوشت برای خوش آمد گیی نیازمندمI need your arms to welcome me
ولی سنگی سرد، تنها چیزی است که می بینم ...But, a cold stone's all I see
برای دانلود ویدئوی MAMA SAID اینجا راست کلیک کنید و save target as... رو انتخاب کنید.